تاريخ : یکشنبه پنجم مرداد 1393 | 17:46 | نویسنده : دختر کوچولو
آقا من دیگه طاقت ندارم عید فطر مبارک ...



تاريخ : پنجشنبه دوم مرداد 1393 | 17:27 | نویسنده : دختر کوچولو
پیراهن مسی تو فینال جام جهانی به دستمون رسیده 

ما هم برای ایتام گذاشتیمش برا فروش 

 

قیمت پایه : 10 میلیون تومان :)



تاريخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393 | 23:38 | نویسنده : دختر کوچولو
بيستون هيج،دماوند اكر سد بشود   /  جشم تو قسمت من بوده و بايد بشود!!!



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 | 19:20 | نویسنده : دختر کوچولو
   سلام

امشب تولده   

تولد جوب جوبه من(داداشیم)

تولده مایده خنگه و خنده دار

  تولدتون مبارررررررررررررررررک+ایشالله تا آخر عمر زنده باشین......

 

=

 

ایشالله تا آخر عمر زنده باشین



تاريخ : پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 20:49 | نویسنده : دختر کوچولو
خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ست...خودم و جَدم و جدِ پدرم سوخته ست

خواستم جیغ شوم،گریه ی بی شرط شوم...خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم

کسی از گوشیِ مشغول به من می خندید...آخرِ مرحله شد غول،به من می خندید

یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا...بازیِ مسخره ای بود،رها کرد مرا

با خودم با همه با ترسِ تو مخلوط شدم...شوت بودم که به بازیِ بدی شوت شدم

آنچه می رفت و نمی رفت فرو من بودم...حافظِ این همه اسرارِ مگو من بودم

از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم...دردم این بود که از یارِ خودی گل خوردم

حرفی از عقلِ بد اندیش به یک مست زدند...باختیم آخرِ بازی همگی دست زدند

از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم...رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم

بوی زن دادم و زن داد به موی فَشِنم...راه رفتم که به بیراهه ی خود مطمئنم

خسته از بودنِ تو،خسته از رفتنِ تو...خسته از مولوی و شوش به راه آهنِ تو

خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود...خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

مُرده بودی و کسی در نفَسِ من جان داشت...مُرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت

کشته،ماتم زده در ورطه ی خون رقصیدم...پشتِ هر میکروفون از فرطِ جنون رقصیدم

از گذشتِ شبِ تو تا به هنوزم آمد...مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد

به خودم زنگ زدم توی شبِ پاییزی...دودِ سیگار شدم تا که نبینم چیزی



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 | 19:37 | نویسنده : دختر کوچولو

دانلود آهنگ جدید یاس صدای اتحاد

 

……. یاس ….

من ، کنار تو تا ابد ،این مسیر و ادامه میدم

بدون تا آخر دنیا من همراهتم با یه قلب

هـــی ، پر از حقیقت های تلخ

هـــی ،این مسیر و ادامه میدم

بدون تا آخر دنیا من همراهتم تا پای مرگ



تاريخ : سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 | 22:28 | نویسنده : دختر کوچولو
افسران - گزینه های روی میز

 

این آهنگ ی شور و حس عجیبی به من میده...

 

مرگ بر تازیانه ها ... تازیانه های بی امان به گرده های بی گناه بردگان

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی در یکی دو ثانیه با سقوط علم از آسمان

مرگ بر کشتن جوانه ها

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها

مرگ بر فضاحت دورغ

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزارهای مین

مرگ بر گورهای دسته جمعی و بند های انفرادی زمین

مرگ بر بریدن نفس .. مرگ بر قفس  .. مرگ بر شکوه خارو خس ..  مرگ بر هوس .. مرگ بر حقوق بی بشر .. مرگ بر تبر    مرگ شراره های شر

مرگ بر سفارت شنود

مرگ بر کودتای دود  ... زنده باد زندگی  او ... زنده باد زندگی  من ، تو  ، ما ...  یک کلام مرگ بر آمریکا

مرگ بر بریدن نفس .. مرگ بر قفس  .. مرگ بر شکوه خارو خس ..  مرگ بر هوس .. مرگ بر حقوق بی بشر .. مرگ بر تبر شراره های شر

مرگ بر آمریکا ... مرگ بر آمریکا... مرگ بر آمریکا

مرگ بر ابولهب مرگ بر یزید و  شمر و ابن سعد  مرگ بر زاده زیاد ...  بگو بلند

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات  ... قطع آب  ... مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب

مرگ بر قتل خنده های روشن علیرضا

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا

یک کلام ... مرگ بر آمریکا



تاريخ : یکشنبه هشتم دی 1392 | 18:8 | نویسنده : دختر کوچولو
9781377226_13973944571624.jpg

تاريخ : شنبه هفتم دی 1392 | 17:2 | نویسنده : دختر کوچولو


تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 | 8:34 | نویسنده : دختر کوچولو

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شود
شرط می بندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق می شود



تاريخ : چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 | 9:22 | نویسنده : دختر کوچولو

من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

هر کسی میخواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند

شرط وارد گشتن…

شرط آن داشتن یک دل ساده وبی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی میکوبم

روی آن با قلم سبز بهار

مینویسم ای یار خانه ما اینجاست….

تا که سهراب نپرسد دیگر  خانه دوست かわいぃ のデコメ絵文字کجاست..



تاريخ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 | 17:59 | نویسنده : دختر کوچولو


تاريخ : یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 | 17:50 | نویسنده : دختر کوچولو

عاشقتم خدا خیلی ماهی

 

http://www.godssufficientgrace.com/uploads/Hand_ofGod2.jpg



تاريخ : سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 | 12:49 | نویسنده : دختر کوچولو
پســـرم!

 

پسر ِخوبم...

 

میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی...

 میای وایمیستی جلوی من و بابات...

 و از دخترکی میگی که دوسش داری!

این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....!

که تو حاصل عشقی ...

پســـرم...

 

 

 

 مامانت برای تو حرف هایی داره...

حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره...

عزیزدلم!

یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست...

 روزهایی میرسه که بهونه میگیره...

بدقلقی میکنه...

 و حتی اسمتو صدا میکنه...

 

 

 و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!"

و اون میزنه زیر گریه....

 

 

 

زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم...

موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی...

 و یا با بی توجهیت از پا درشون بیاری...

باید برای اینجور وقتها آماده باشی...

 بلد باشی...

 باید یاد بگیری...

که نازش را بکشی...

عزیزم...

 پسر مغرور و دوست داشتنی من!!!

ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری....

زن ها به طرز عجیبی...

 محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره...

 

میدونی؟

این ویژگی زن...

 گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...!

خیلی پاپی‌ دلیل گریه ش نشو...

همیشه...

 نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی...

 

 

 تا بخوای راه حل نشونش بدی....

گاهی فقط باید بشنویش...

 بذاری توی بغلت گریه کنه...

 و بعد فقط دستش را بگیری...

 و ببریش بیرون پیاده روی...

و بهش بگی که چقدر براش ارزش قائلی!

ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...

یاد بگیر که با مردونگیت...

 غصه هاشو آب کنی نه که از غصه آبش کنی...

اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی ...

بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی...

 اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو ....

 

 

 

باز هم صداش کن!!!

 

 

 عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!

بهت قول میدم...

 درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا ...

 فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه....

 

 

 

برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و...

زن ها...

 هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو ...

فراموش نمیکنن...

 

 

و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن...

پسرم!!!!

 این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ...

دخترکی که روزی زن میشود...

 



تاريخ : سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 | 12:40 | نویسنده : دختر کوچولو

 

اینجا شركت خودرو سازیه BMW آلمان هست....

ایشون یه آلمانی یا یه انگلیسی یا حتی یه امریكایی نیستن!!!
.
.
.
.
.
.
.
.ایشون نادر فقیه زاده نابغه ی طراحی «بی ام و» هستن.....

طراح سری 7 و 6 BMW..............



تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 17:11 | نویسنده : دختر کوچولو
 
بــــــه سلامــــــتی پســــــری کــــه
بــــه عشــــــقش گفـــــت :
اگــــــه بـــــری
میــــــشی اســـــم دختــــــرم
اگــــه بـــــمونی
میـــــشی مــــــادرش ... !!


تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 12:22 | نویسنده : دختر کوچولو


تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 | 20:56 | نویسنده : دختر کوچولو
ﺩﻗﺖ ﻛﺮﺩﻳﻨ ﺘﻮ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﻓﺮﻳﺰﺭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﻪ ﻛﻴﻚ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺗﻮ ﻳﺨﭽﺎﻟﻪ!
ﻣﻦ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻢ ﻓﺘﻮﺷﺎﭘﻪ!


تاريخ : یکشنبه بیستم مرداد 1392 | 11:54 | نویسنده : دختر کوچولو
                                        تنهام، ولی واسه رفیقام یه ارتشم...

تاريخ : شنبه بیست و نهم تیر 1392 | 17:27 | نویسنده : دختر کوچولو


             *فرق شوخی دخترا با شوخی پسرا*


شوخی پسرا...

اولی: من یکی میزنم پس کلش برگشت تو دومیشومحکم تر بزن
دومی حله دادا.....

شوخی دخترا....

اولی: من مدادشو برمی دارم تو نگو دست منه
دومی:وااااااااای....چه هیجانی!
باشه عزیزم


  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ